راز مبعث...
«محمّد»
به مرز چهل سالگی رسیده است، تبلور آن رنج مایه ها در جان او باعث
شده كه اوقات بسیاری
را در بیرون مكّه به تفكّر و دعا بگذراند. او هر ساله، سه ماه رجب، شعبان و رمضان
را در غار حراء به عبادت می گذرانید. شب بیست و هفتم رجب بود. محمّد غرق دراندیشه
بود. ناگهان صدایی گیرا و گرم در غار پیچید: «... بخوان!»
محمّد درهراسی و هم آلود به اطراف نگریست!...
صدا دوباره گفت: «... بخوان! »
ديدنظر در افكار و اعمال، مىتوان به آن نزديك شد
سخن از