داستانى از ولادت پيامبر(ص) ‏

هنگام ولادت پيامبر(ص) مردى از اهل كتاب نزد قريش آمد و گفت: آيا ديشب در ميان شما نوزادى ديده به جهان گشود؟!.

گفتند: نه.   

گفت: بنا بر اين بايد در فلسطين نوزادى ديده به جهان گشوده باشد كه نام او احمد است و خالى به رنگ خاكسترى در بدن دارد. اهل كتاب و يهود به دست او نابود شوند. … اى قريشيان! به خدا سوگند اين نوزاد بهره شما نشده است.

آن ها پس از شنيدن اين سخن از گرد آن مرد پراكنده شدند. به كند و كاو پرداختند.
ادامه نوشته

خوش بو ترين بوسه ها

عبد المطلب در كنار ديوار كعبه فرشى پهن مي كرد و روى آن مى‏نشست. ديگران براى احترام او از نشستن روى آن خوددارى مي كردند. فرزندان عبد المطلب قبل از آمدن پدر خود پيرامون فرش جمع مي شدند و انتظار او را مي كشيدند.

هنگامى كه حضرت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله‏ و سلّم  به دنيا آمد، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله‏ و سلّم به اتفاق جدّش روى آن  فرش اختصاصى مى‏نشست. اين مطلب بر فرزندان عبد المطلب سخت بود. آنان قصد داشتند از نشستن حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله‏ و سلّم در پهلوى پدر خودشان جلوگيرى كنند. عبد المطلب از اين موضوع اطلاع يافت و آنان را منع كرد.

عبد المطلب گفت: اين فرزند من ...
ادامه نوشته

شبى كه پيامبر(ص)به دنيا آمد

در مكّه مردى يهودي به نام يوسف زندگى مي كرد. شبى كه حضرت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله‏ و سلّم به دنيا آمد، مشاهده كرد ستارگان وضع طبيعى خود را از دست داده اند.

يوسف گفت: بايد در اين شب پيغمبرى متولد شده باشد، زيرا ما در كتب خود خوانده‏ايم هر گاه پيغمبر آخر الزمان متولد شود، شياطين از رفتن به آسمان ها ممنوع مي شوند.

يوسف، صبح هنگام در اجتماع قريش حاضر شد و گفت: آيا در خانواده‏هاى شما فرزندى متولد شده است؟!.

گفتند: آرى ديشب براى ...
ادامه نوشته

ميلادپيامبر(ص)

حضرت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله‏ و سلّم روز جمعه هفدهم ربيع الأول در عام الفيل هنگام متولّد شد. ولادت پيامبر در سى و چهارمين سال سلطنت انوشيروان پادشاه ايران بود. اين سلطان مزدك و اطرافيان او را كشت، زنادقه را هلاك كرد. تولّد حضرت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله‏ و سلّم با هشتمين سال سلطنت عمرو بن هند پادشاه عرب مصادف بود.

كنيه‏ پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله‏ و سلّم  ابو القاسم بود. هنگامى كه ابراهيم فرزند پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله‏ و سلّم متولّد شد، جبرئيل نزد آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله‏ و سلّم آمد و گفت: السلام عليك يا أبا ابراهيم.

نسب آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله‏ و سلّم "محمد بن عبد اللَّه بن عبد المطلب بن ...


ادامه نوشته

سيره پيامبر(ص)پيش از بعثت

عمار ياسر ‏گويد: پيش از بعثت من و پيامبر(ص) شبانى مى‏كرديم. روزى با پيامبر(ص)  قرار گذاشتم تا در مرتع "فخ" به چراى گوسفندان مشغول شويم. روز بعد با آن كه پيامبر(ص) زودتر از من به چراگاه رسيده بود امّا گوسفندانش را از چرا بازداشت. هنگامى كه دليل اين كار او را پرسيدم، حضرت پيامبر(ص) اين گونه پاسخ داد: « ... چون وعده داده بودم دوست نمى‏داشتم زودتر گوسفندانم از مرتع استفاده كنند ».

 

داستان پيامبران يا قصه‏هاى قرآن از آدم تا خاتم‏ /يوسف عزيزى‏ /انتشارات هاد /تهران‏ /1380 ش‏ /چاپ اول‏ /ص678 /به نقل از بحار ج 16 ص 224.

پيامبر(ص)وتوطئه هاي يهود

رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم هفت ساله بود. يهود تصميم گرفتند كه وى را بيازمايند. بدين منظور ابتدا مرغى را كه ربوده بودند براى ابو طالب فرستادند. همگى بدون‏ اطلاع از آن تناول كردند امّا پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم از آن بهره نجست.

رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم در پاسخ سئوال‏كنندگان فرمود: « ... اين لقمه‏اى حرام است ».  

بار ديگر يهود مرغى از ...


ادامه نوشته

پیامبر(ص) در مکّه

دوران كودكي پيامبر (ص) به سرعت مي گذشت . پيامبر (ص) آشناي مكّه شده بود. ديگر كوچه هاي مكّه به قدم هاي پيامبر(ص) افتخار مي كرد. مكه منتظر بود تا پيامبر (ص) بزرگ شود. اين انتظار به آينده ايي نزديك مربوط مي شد. آينده اي كه مكه بامحمد (ص) در حال انجام دادن كارهايي بس بزرگ خواهند بود. كارهايي جدي و خيلي مهم، كارهايي كه تاريخ را دگرگون خواهند ساخت.

اگر كوچه هاي مكه مي دانستند كه چه اتفاقي خواهد افتاد، به طو حتم زير پاهاي لطيف پيامبر (ص) نرم مي شدند. سنگ هاي آن خود را نرم تر از پرنيان (1)مي ساختند.

ادامه نوشته

سيمای پيشوای فرستادگان، پیامبر اسلام (ص):1

 * سيمای ظاهری پیامبر اسلام (ص)

 * سيمای حقيقی پیامبر اسلام (ص)

 * بهداشت و نظافت

 * نيايش و راز و نیاز

 * سخن و سكوت



 

ادامه نوشته

سيمای پيشوای فرستادگان، پیامبر اسلام (ص): 2

 * لبخند و شادی

 * انضباط در زندگی

 * نعمت های الهی

 * ساده و بی آلايش

 * جوانمرد و بزرگوار

  * میراث ماندگار پیامبر اسلام (ص)

 


ادامه نوشته