هوا دلپذير شد گل از خاک بردميد

پرستو به بازگشت زد نغمه اميد

به جوش آمده است خون درون رگ گياه

بهار خجسته باز خرامان رسد ز راه

به خويشان، به دوستان به ياران آشنا

به مردان تيزخشم که پيکار مي کنند

به آنان که با قلم تباهي دهر را

به چشم جهانيان پديدار مي‌کنند

بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد

و اين بند فقر و جهل به سرتاسر جهان

به هرصورتي که هست نگون و گسسته باد

عبدالله بهزادي

اسفند ماه سال1339