بهمن خونين جاويدان
آمده موسم فتح ايمان
شعله سر زد افق، نور ايمان
در دل بهمن سرد تاريخ
لاله سر زد ، ز خون شهيدان
لاله ها قامت سرخ عشقند
سرنوشت تو با خون نوشتند
پيكر پاكت اي جان به كف را
از ازل با شهادت سرشتند
بهمن خونين جاويدان
تا ابد زنده بادا قرآن
بهمن خونين جاويدان
تا ابد زنده ياد شهيدان

بابا آب داد ديگه شعار ما نيست.
بابا خون داد بابا خون داد.
بابا آب داد ديگه شعار ما نيست.
عمه بوسيد عمه بوسيد.
بابا آب داد ديگه شعار ما نيست.
باباجنگيد بابا جنگيد.
بابا آب داد ديگه شعار ما نيست.
بابا افتاد بابا افتاد.
بابا آب داد ديگه شعار ما نيست.
به خون غلتيد به خون غلتيد.
بابا آب داد ديگه شعار ما نيست.
شمر خنديد شمر خنديد.
بابا آب داد ديگه شعار ما نيست.
عمه ترسيد عمه ترسيد.
بابا آب داد ديگه شعار ما نيست.
زمين لرزيد زمين لرزيد.
بابا آب داد ديگه شعار ما نيست.
بابا خون داد بابا خون داد.
بابا خون داد ديگه شعار ما نيست.
بابا سر داد بابا سر داد.
.jpg)
درود، درود، درود
به روان پاك شهيد راه خدا
درود، درود، درود
به جوان كه كشته شد به ميدان شهدا
اي كه پرپر مي كني جوانه ها
مي زني آتشي به خانه ها
هفده شهريور روز ننگ تو
هفده شهريور افتخار ما
برخيزيد، اي شهيدان راه خدا
اي كرده، بهر احياي حق، جان فدا
كز قطره، قطره خون پاك شما
مي رويد تا ابد در وطن لاله ها
برخيزيد، برخيزيد
برخيزيد رهبر آمد كنون در كنارتان
تا سازد، غرق در بوسه خاك مزارتان
تا گيرد خون بهاي شهيدان ز اهرمن
بازآمد، رهبر ما پي ياري وطن
به لاله ي در خون خفته
شهيد دست از جان شسته
قسم به فرياد آخر
به اشك لرزان مادر
شهيد، شهيد، شهيد، راه تو افتخار، نام تو ماندگار
عزتت پايدار، مرگ سرخت، خروش روزگار
اي غمت جاودان، در دل عاشقان
خون تو در جهان، مي كند گل فشان
هر بهار، هربهار
بابا آب داد ديگه شعار ما نيست
بابا خون داد
تو كتابا ديگه، نمي خونيم بابا
بابا نون داد
بابا فرياد كشيد، بابا جنگيد تا شب
بابا جون داد
خميني اي امام
خميني اي امام
اي مجاهد، اي مظهر شرف
اي گذشته ز جان در ره هدف
چون نجات انسان شعار توست
مرگ در راه حق، افتخار توست
اين تويي، اين تويي پاسدار حقّ
خصم اهريمنان، دوستدار حقّ
بود شعار تو، به راه حق قيام
ز ما تو را درود، ز ما تو را سلام
بيست و دوي بهمن
بيست و دوي بهمن
روز از خود گذشتن
روز پيروزي ما
روز نجات ميهن
بوي گل سوسن و ياسمن آيد
عطر بهاران كنون از وطن آيد
جان ز تن رفته باز، سوي تن آيد
رهبر محبوب خلق از سفر آيد
ديو چو بيرون رود فرشته درآيد
بگذرد اين روزگار تلخ تر از زهر
بار دگر روزگار چون شكر آيد